تبلیغات
یادواره شهدای خطیرکلا
درباره هیئت عاشقان اهل بیت
با سلام

این سایت وابسته به هیئت عاشقان اهل بیت خطیرکلا می باشد

هیئت عاشقان اهل بیت (ع)در سال 1378 باحضور جمعی از عاشقان اهل بیت(ع) روستای خطیرکلا با توکل به خداوند و ائمه معصومین(ع) به منظور دلداده گی و عشقی که به آنها داشتن در جهت ترویج سیرت عملی و اخلاقی اهل بیت(ع) و ماندگاری در دل و ذهن عاشقان و برای حضور پرشور شیفتگان در مسیر ولایت و در واقع برای شفاع درد روحی و جسمی دوستدارن به آن عزیزان پایه گذاری شده ...

این سایت ثبت شده در وزرات و فرهنگ ارشاد اسلامی،سازمان تبلیغات اسلامی قائمشهر،سپاه پاسداران قائمشهر می باشد.

در آخر مدیر سایت(محمود اسدنیا تیر) از تمامی عزیزان مسئولین هیئتهای مذهبی،پایگاه مقاومت شهدای،شورای اسلامی و دهیاری خطیرکلا به منظور همیاری و اقدامات لازم تقدیر و تشکر بعمل می آورم. .
التماس دعا
سامانه پیامک هیئت
گالری تصاویر
 
 

لازم بذکر هست که در تمامی مساجد های خطیرکلا امروز
غروبی بعداز نماز مغرب و عشاء جشنی برگزار کردن
و پایگاه ام الحبیببه(بسیج خواهران) بعداظهر امروز
در مسجد جامع خطیرکلا جشن زیبایی برگزار کرد.

*هیئت عاشقان اهل بیت خطیرکلا*




برچسب ها : بمناسبت ولادت حضرت فاطمه (س)جشنی در مسجدجامع خطیرکلا،

فاطمه می آید

ولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارک

دروازه های آسمان، گشوده می شود و بارانی شگفت، زمین را فرا می گیرد.
مدینه، لبریز عطر یاس، با چشمانی گشاده تر از هر روز، بیستمین روز جمادی الثانی را دیدار می کند.

دروازه های آسمان گشوده می شود و فرشتگانی بی شمار، هلهله کنان فرود می آیند.

چشمان خدیجه علیهاالسلام ، خیس لبخند می شود و محمد صلی الله علیه و آله ، شادمان و بی قرار، کودک را در آغوش می کشد.

فاطمه علیهاالسلام متولد می شود؛ دختری که مادرِ پدر است و خیر کثیر.

خورشیدی که یازده ستاره دنباله دار را در آسمان امامت، مادری کرد.

مشرکان، پیامبر را ابتر خواندند و خداوند، فاطمه را کوثر نامید؛

ولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارکولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارک

اِنّا اعطیناک الکوثر فَصَلِّ لِرَبِّکَ واْنْحَرْ * اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَر

.

فاطمه متولد می شود؛ کسی که سپیده دمان، دیدگان روشنش را سجده می کنند و کوه ها قامتِ قیامت را به احترام برمی خیزند

.

زنی شگفت که عفتش سرلوحه همیشه زنان تاریخ است. درختی تناور که ریشه در آسمان داشت و پرنده های نور، بر شاخه های سبزش آواز خواندند. فاطمه می آید

.

دوشیزه ماه، بر پیشانی بلندش دامن می گسترد.

از شانه های زمین، یاس های سپید؛ چون پیغام های بشارت، بالا می روند

.

کوهستان، صدای نفس هایش را ترانه می شود و کهکشان ها، نزول ستاره اش را شاعری می کنند. او می آید و کوچه های مدینه، طلوع گام هایش را به پیشواز می آیند.

او می آید.

رودخانه های یخ بسته جهان، ترک برمی دارند و سپیدارهای جوان به سمت نور، قد راست می کنند.

بانویی بزرگ که قبیله های زمین، شکوه اساطیری اش را به نماز می ایستند

.

او می آید تا دخترانِ زنده به گور شده عرب، غرور زن بودن را از بین خروارها خاک، حِس کنند.

فاطمه، فریادی سرخ است در کوچه های مظلومیت علی علیه السلام



می ایستد تا خانه نشینی علی علیه السلام را نبیند و این گونه است که پرهای سپیدش در هجوم تیرهای کینه به خون می نشیند
.
فاطمه می آید، می ایستد و می ماند تا زمینیان، حضور ملکوتی اش را آسمان شوند



ولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارک

ولادت با سعادت سرور بانوان بهشت ؛ فخر كائنات ،
در بی همتای آفرینش ؛
انسیه حورا، ریحانه دلها ،
فاطمه زهرای مرضیه (س) ، روز مادر
و هفته بزرگداشت مقام زن
؛ بر تمامی مادارن
فداكار
و زنان سر افراز مسلمان مبارك باد


ولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارک



ولادت فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارک




برچسب ها :

خوش آمدی به زمین ای شروع زیبایی
تو عطر یاسی و نرگس تویی که زهرایی

تو آن طلوع قشنگی که در کنار علی
برای ظلمت شب های مکه آمده ای

اگر چه وصف کمال تو غیر ممکن بود
برای وصف خدا شرح بهترین غزلی

محبوبه حق، از دامان زنی پا به زمین گذاشت که تنها محرم شب های وحی و روزهای رسالت محمد بود. این نورسیده که تمام بلند بالایی «لولاک» را به ارث برده بود، آمد تا آبروی زنانِ قرونِ زنده به گور تاریخ باشد؛ قرن های برباد رفته ای که تجلی لطافت خدا را در صورت، عطوفت زن، انکار کرده بود و دست های هرزه اش، به خون تمام دختران زمین آلوده بود.

عصمت، در لباس زنی به دنیا آمد که تمام تاریخِ تا امروز، در قامتِ توحید و آزادگی او حیران شده است و یازده خورشید روشن گر ابدی، از دامان پرستاره او، به معراج رفته اند.

تو آمدی و به زن آبرو بخشیدی و گستره ای بی پایان از مقام یک بانو را در برابرش گشودی. کدام زن چون تو به جهان، نور پاشید و کدام بانو هماند تو بوی خدا می داد؛ آن سان که خورشید به همه سوی، نور می پاشید و جایی از زمین را از روشنایی و گرمای خود، تهی نمی خواهد؟

نام تو، ریشه شر را خشکاند و آتش دوزخ را سر کرد بر پیروان طریقه رستگاری. خانه وحی، با درخشش نام تو، روشن تر شد، تا نشانه ای باشد بر حرمت زن، تا دیگر رنگ چهره ها با شنیدن صدای تولد دختران، کبود نشود؛ تا دیگر سنت های جاهلانه میان دختر و پسر، خطی نکشد به نشانه سعد و نحس.

با آمدنت، زمین، سربلندتر شد. ابلیس، پشیمان شد از اینکه سجده نکرده است به این همه شکوه، به این همه عظمت، به این همه سربلندی. و تو آمدی؛ ناگهان تر از همه باران های بهاری آمدی و بی مضایقه باریدی. مهربان تر از همه باران ها، مهربانی ات فراگیر شد. بعد از تو دیگر هیچ دختری، خواب گورهای دهان گشوده را ندید.

بشارت باد بر اهالی زمین که سیب سرخ بهشت، جوانه زده است!
مقامِ فاطمه بودن فقط لیاقت توست، طلوع کن که محمد رسالت خود را، دگر به واسطه تو، تمام خواهد کرد.
کیست که به دامانت بیاویزد و دستانش از مائده های آسمانی، لبریز نشود؟!
کسیت که نامت را ببرد و بر نهال دلش شکوفه آرامش ننشیند؟
و کسیت که دریچه دلش را به سوی تو بگشاید و آکنده از عطر دلاویز وجودت نگردد؟!

و امروز را روز مادر نیز نام گذاشته اند.
یکی از وظایف مهم دینی و اخلاقی ما، احسان به پدر و مادر است. در قرآن کریم، چندین بار احسان به آنان، توصیه شده است.

تأکید قرآن کریم بر احسان به پدر و مادر نشان از عظمت والای مقام آنان، در فرهنگ اسلامی دارد.
قرآن در وصف حضرت یحیی علیه السلام می فرماید:
وَبَرًّا بِوَالِدَیهِ وَلَمْ یكُنْ جَبَّارًا عَصِیا
او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود؛ و جبار (و متکبر) و عصیانگر نبود!
«مریم/14»
و از زبان حضرت عیسی علیه السلام حکایت می کند:
وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیا
و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبار و شقی قرار نداده است!
«مریم/32»
از این دو آیه برمی آید که هرکس به پدر و مادرش نیکی نکند، سرکش و بدبخت است.
امیدوارم که خداوند متعال به همه ما توفیق قدردانی از زحمات و محبت های مادران بزرگوار را در حد توان عنایت بفرماید.

در پایان، سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را خدمت فرزند برومندش امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مقام معظم رهبری مدظله العالی و بر تمامی دوستداران حضرتش مخصوصا بانوان بزرگوار سایت تبریک و تهنیت عرض می کنم.
و برای همه مادران عزیز سلامتی و طول عمر و برای آن عزیزانی که به رحمت خدا رفته اند، تقاضای رحمت و مغفرت دارم.





برچسب ها :

جمعه 21 اسفند 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا

گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

 مزن این خانهء مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

 

گفت:آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

 و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما

 

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما

 

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: یک روز یک نفر اما...





برچسب ها :

صلوات

مراسمات از 5شنبه و جمعه و شب شنبه بصرف شام

 در حسینیه تیرخیل خطیرکلا برگزار میگردد.





برچسب ها : فاطمیه دوم در خطیرکلا،

پنجشنبه 22 بهمن 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا
ته خنا بدون te khenaabedoon (خانه ات آباد باد)
ته دل پاره باوه te del pare bavveh (نوعی نفرین)
ته لِه بورده بینجمه te le boorde binjemeh ( معادل کوچیکتم فارسی )
ته مخلصمه te mokhlesemeh ( مخلصتم)
درک که darekkeh ( به درک )
بیستا بواش bista bavosh ( ساکت شو )
ته دخیلمه te dakhilemeh ( متوسل شدن به کسی )
زَنمار بَمِرد Zanmar Bamerd ( مادرزن مرده )
ته فدا Te feda ( فدای تو)
جوونی سر خیر بوینی Javooni Sar Kheyr Bavini ( خیر از جوونیت ببینی)
گت خی Gate Khi ( نوعی ناسزا – خوک بزرگ)
ته سر دور گردمه te Sare Door Gerdemeh ( دورت بگردم)
همه عزبونه باووه Hame Azeboone Baveh ( عروسی همه مجردا بشه)
آقایی کم ناووه Aghaee kam Naveh ( آقاییت کم نشده)
چه دومه Che Doommeh ( چه میدونم)
زوواری خرج باووه Zavari Kharj beshe ( خرج زیارت بشه






برچسب ها : تکیه کلامهای مازندرانی،














دهیار خطیرکلا : آقای سلمان مرادعلیزاده






برچسب ها : تصاویری از پیاده روی خانواده گی در خطیرکلا،

سه شنبه 13 بهمن 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا


جباب آقای زاهدی تبریک




برچسب ها : جناب حسین زاهدی خطیر، خطیرکلا، بخشدار مرکزی شهرستان سیمرغ،

دوشنبه 30 آذر 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا
http://s3.picofile.com/file/8229056442/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7_%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%AD%D9%85%D8%B2%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpeg

یلدا شو موارکا ...


اسا یلــــدا درازه شــوره دارمی

دوره هم درمی دکــل خـو ندارمی


سفره ور شب چره مشته جور واجور


خشالــی خشی بک و بـــوره  دارمی


***

ترجمه فارسی

اکنون شب یلدا فرا رسیده است و در کنار هم هستیم و احساس خستگی نمی کنیم.

سفره هم با غذاهای مختلف پر شده است و خنده و خوشحالی به خانه صفا داده است.






برچسب ها :

ای قلب عالم امکان، بیا و گـَرد
گامهایت را توتیای چشمانمان قرار ده.
بیا که نوای دل انگیز توحیدت را با گوش جان شنواییم.
نهم ربیع الاول، عید امامت امام زمان(ع) مبارک باد.

سالروز آغاز امامت امام زمان (عج)




برچسب ها : سالروز آغاز امامت امام زمان (عج)،

گردهمایی فرهیختگان بالاتجن با مهمان ویژه: پرفسور دومیری
جمعه 27آذر در مسجد جامع خطیرکلا برگزار میگردد.
ساعت برگزاری همایش 18الی21




برچسب ها :

یکشنبه 22 آذر 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا
موقعیت جغرافیایی
روستای «خطیرکلا» از توابع بخش مرکزی شهرستان قائمشهر در منطقه بالا‌تجن است که سرسبزی و زیبایی آن مورد توجه همگان قرار دارد. این روستا که در فاصله 13 کیلومتری از قائم‌شهر واقع شده است، از شمال به روستای «واکی‌کلا» و شهرستان بابل، از غرب به «باغدشت» و روستای «گاوان آهنگر»، و از شرق به روستای «میدانسر» متصل است.
پیشینه روستا
طبق گفته‌های اهالی قدیمی‌تر روستا ساکنان اولیه «خطیرکلا» از «خطیرکوه» سوادکوه به این منطقه مهاجرت کردند. سالمندترین فرد روستا می‌گوید: اهالی این محل وقتی دارای 55 خانوار بود به دلیل شیوع بیماری طاعون مجبور به کوچ شدند و پس از مدتی با کوچ طایفه‌هایی  چون نجاری، رمضانی و دیگر تبارها، خطیرکلای امروزین تشکیل شده است.
شکل سکونت
شکل سکونت امروزی روستا بیشتر به‌صورت متمرکز است و شکل سکونت پراکنده دیگر  چون گذشته‌ها متداول نیست. در شیوه سکونت پراکنده خانوارها در مزارع و باغ‌هایی که از پدران‌شان به ارث می‌رسید سکنی می‌گزیدند. این شکل سکونت امروزه در خطیرکلا کمتر به چشم خورده و در حال ناپدید شدن است. شکل سکونت متمرکز شیوه متداول جانمایی منازل مسکونی در سالیان اخیر خطیرکلاست. به این صورت که بعضی از اهالی منزل مسکونی و محل زندگی‌شان از مزارع جدا بوده و فقط برای رسیدگی و سرکشی محصولات و کار کشاورزی به زمین‌های کشاورزی و باغ‌ها می‌روند. در سال‌های اخیر نمای کلی منازل مسکونی در روستا تا حد زیادی از حالت خانه‌های مسکونی سنتی خارج شده و به اشکال جدید درآمده است. ساخت‌و‌ساز به شیوه خانه‌های شهری با بهره‌گیری از مصالح ساختمانی جدید، شکل خانه‌های روستایی در این روستا را تغییر داده است.


ادامه مطلب

برچسب ها :


این مراسمات در حسینیه تیر خیل
مسجد جامع خطیرکلا به مدت 10شب
 ساعت 19:30برگزار میگردد.

هیئت عاشقان اهل بیت خطیرکلا





برچسب ها : مراسماتی از اربعین حسینی تا شهادت امام رضا(ع)در حسینیه تیرخیل خطیرکلا،

نام حضرت یحیی (ع) در سوره‌های آل عمران، انعام، مریم و انبیأ، مجموعاً 5 بار آمده است. حضرت یحیی (ع) یكی از پیامبران بزرگ الهی است و از جمله امتیاز این پیامبر، این است كه در كودكی به مقام نبوّت رسید. حضرت یحیی‌(علیه السلام) در سوره آل عمران به «حَصور» توصیف شده است. حَصور از حصر به معنی كسی است كه از جهتی در محاصره است و طبق روایات به معنی خوداری كننده از ازدواج است. حَصور كسی است كه غریزه‌ها و هوس‌های دنیایی را ترك گفته است(مرحله عالی زهد).

حضرت یحیی، پسر خاله حضرت عیسی می‌باشد و كتاب تورات حضرت موسی(علیه السلام)، كتاب حضرت یحیی(علیه السلام) می‌باشد و پیروان حضرت یحیی‌، زرتشتیان یكتاپرست هستند.

صفات و ویژگی‌های مشترك حضرت یحیی‌(علیه السلام) و حضرت عیسی‌(علیه السلام) عبارت است از: زهد فوق‌العاده، ترك ازدواج، تولد اعجاز آمیز، نسب بسیار نزدیك.

خداوند در آیات 12و 13و 14و 15 سوره مریم در مورد حضرت یحیی(علیه السلام) می‌فرماید:

«یا یحیی خُذِ الكتاب‌َ بقوّة‌؛ ای یحیی، كتاب [تورات] را با قوّت و قدرت بگیر‌.»
«و آتیناه الحُكم‌َ صبیا؛ ما فرمان نبوّت و عقل و هوش و درایت را در كودكی به او دادیم‌.»
حضرت یحیی‌ و حضرت عیسی‌ هر دو در كودكی به مقام نبوّت رسیدند و مفهوم اسم آنها به معنی زنده می‌باشد.

«و حناناً من لَدُنا و زكاة؛ با لطف خاص خود به او رحمت و مهربانی و پاكی و پارسایی دادیم.»
«و كان‌َ تَقیا؛ او پرهیزگار بود.»
«وَ براً بوالدیهِ؛ او را نسبت به پدر و مادرش خوشرفتار و نیكوكار و پر محبّت قرار دادیم.»
«وَ لَم‌ْ یكن‌ْ جباراً عصیاً؛ او مردی ستمگر و معصیت‌كار و آلوده به گناه نبود.»


حضرت یحیی(ع),مقبره حضرت یحیی (ع),زندگینامه حضرت یحیی(ع)

مقبره حضرت یحیی علیه السلام در سوریه





برچسب ها :

چهارشنبه 4 آذر 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا
 فردا شب گردهمایی بزرگ بسیجیان خطیرکلا
در مسجد جامع خطیرکلا همراه با پیاده روی
 تاکتیکی شبانه برگزار میشود.




برچسب ها : گردهمایی بزرگ بسیجیان خطیرکلا،

دوشنبه 25 آبان 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا


 داسـتـانـی جـالـب در مـورد حـجـاب

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛
خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق.
صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود.
صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت.
اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه !
بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم
این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار
نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ!
اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت
و هر جور می‌خوای زندگی کن!»
خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی
به صندق‌دار کرد…
روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت:
«من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است .
اینجا وطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم





برچسب ها : حجاب (خارج از مرزها )،

دوشنبه 25 آبان 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا

خداوند فرموده اگر میخواهید

بنده ای را به نماز


خواندن تشویق کنید

نعمت های من را

به یادش آورید

اگر کسی یک تکه نان

  کوچک به فرزند ما بدهد


ما ازآن شخص تشکر میکنیم.

خداوند چقدر از این


تکه های کوچک و

بزرگ به ما داده...؟!





برچسب ها : نماز،


دختری كه باسر نورانی پدر در خرابه شام ملاقات كرد

رقیه(س) دختر خورشید از تبار نور و از جنس آبی آسمان است. رقیه(س) برهان بزرگ دیگری است بر حقانیت قیام امام حسین(ع) که تنها کسی می‌تواند چنین به مبارزه و مقابله با ستم برخیزد که مقصدی الهی داشته باشد.

به گزارش سرویس دین و معارف اسلامی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) پنجم ماه صفر61 سالروز شهادت حضرت رقیه(س) دختر سه ساله امام حسین(ع) است. نام شریفش رقیه، فاطمه و زینب است. پدرشان اباعبدالله الحسین و مادرشان ام‌اسحاق است. ولادت آن حضرت در مدینه بود و در سن سه سالگی یا بیشتر در محرم 61 هجری قمری با پدر بزرگوارشان به کربلا آمد.

آن حضرت قبل و بعد از روز عاشورا بارها مورد تفقد و دلجویی ابا عبدالله(ع) قرار گرفت تا آنجا که به خواهرش حضرت زینب(س) در مورد او سفارش فرمودند و بعد از شهادت امام حسین(ع) و اهل بیت و اصحاب، همراه با اسرا به کوفه و شام برده شد و در مسیر چهل منزل راه شام رنج های فراوانی دید. در شام بعد از دیدن سر نورانی پدر با پیشانی شکسته در خرابه، آنقدر ناله زد و گریست تا به ملکوت اعلا پیوست و بدن شریف آن حضرت را شبانه دفن کردند.




ادامه مطلب

برچسب ها :

دوشنبه 11 آبان 1394 :: نویسنده : محمود اسدنیا
دعایت می کنم ، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی ، بی عشق نازیباست

دعایت می کنم ،
با این نگاه خسته ، گاهی مهربان باشی
به لبخندی ، تبسم را به لب های عزیزی ، هدیه فرمایی
بیابی ، کهکشانی را ، درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم  ، در آسمان سینه ات
خورشید مهری ، رخ بتاباند
دعایت می کنم ، روزی زلال قطره اشکی
بیابد راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات ، جاری شود با مهر
دعایت می کنم ، یک شب تو راه خانه خود ، گم کنی
با دل بکوبی ، کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم ، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن ، و حتی کمتر از آن
فاصله داری

و هنگامی که ابری ، آسمان را با زمین ، پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را ، از نوازش های بارانی
دعایت می کنم
روزی بفهمی ، گرچه دوری از خدا
اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم ، روزی دلت بی کینه باشد ، بی حسد
با عشق
بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی ، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی ، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم ، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پر کنی از حاجت و
با او بگویی :
بی تو این معنای بودن ، سخت بی معناست
دعایت می کنم روزی
نسیمی ، خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم ، بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم وقتی به دریا می رسی
با موج ها ی آبی دریا ، برقص آیی
و از جنگل ، تو درس سبزی و رویش ، بیاموزی
بسان قاصدک ها ، با پیامی ، نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی ، بر تن عریان مسکینی ، بپوشانی
به کام پر عطش ، یک جرعه آبی ،  بنوشانی
دعایت می کنم روزی بفهمی ،
در میان هستی بی انتها ، باید تو می بودی
بیابی جای خود را ،  در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم
که یک شب ، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب ، دیدار فردا را ، به یاد آرد
دعایت می کنم عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی ، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامیکه می پرسد ز تو ، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق ؟
 عاشق معشوق ؟
آری ، بگویی هیچکس
دعایت می کنم روزی بفمهمی ای مسافر ، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در  لحظه های روشن  با او 
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ، ای خوب من
گاهی دعایم کن




برچسب ها :

این مراسم امروز یعنی یکشنبه 10/08/94 راس
 ساعت 19:30در مسجد جامع خطیرکلا با حضور
 گسترده احاد مردمی از خطه خطیرکلا و
روستاها و شهرهای همجوار
و سپاه ناحیه 4قائمشهر و با
مداحی برادر رستمی
و سنخرانی استاد رائفی پور بنحو احسن برگزار شد:













برچسب ها : استاد علی اکبر رائفی پور، مسجد جامع خطیرکلا، یکشنبه 10/08/94، سنخرانی استاد رائفی پور،

این مراسم در 3شب در منازل حجاجی که امسال
به مکه(حج تمتع) مشرف شدند برگزار شد.شب اول
منزل حاج جمال یحیی زاده و شب دوم منزل
 حاج کریم کریم زاده و شب  سوم منزل شهید
 الی الله مهاجر الله حاج حجت الله رجبی برگزار شد:







برچسب ها : تصاویری از دهه دوم عزاداری مسجد امام حسین (ع) در پایین محله خطیرکلا،

طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی می شود ۲۱ مهر سال ۵۹ شمسی. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرفهای مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند. ما اوقات شرعی روز ۲۱ مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر ۳-+ دقیق اختلاف می تواند داشته باشد) را استخراج کرده ایم و روایات مقتل نگراها را با این ساعتها تنظیم کرده ایم.

۵:۴۷ اذان صبح
امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»
آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بع از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.
حدود ۶
امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.
۷:۰۶ طلوع آفتاب
کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجارین ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان  را به طرف آنها پر تاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم این زیاد را نمی پریرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «الا و ان الدعی بن الدعی»، قد رکز بین اثنین: بین السله و الذله و هیهات منا الذله ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما درو است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.
 
حدود ۸
بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوان) های کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب و کوفیان سخنان مشابهی گفتند.
بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.
حدود ۹
روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده  شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند. (تعداد دقیق را نمی دانیم . تعداد کشتگان تیر اندازی. با تعداد کشتگان حمله اول ۵۰ نفر ذکر شده.)
حدود ۱۰
بعد از تیراندازی یسار غلام زیادین آبیه و سالم غلام این زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.
بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه امام حسین(ع) حمله کرد؛ امام حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه ها حمله را دفع کردند. همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد ۵۰۰ تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام (ع) را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر ۲۳ اسب لشکریان امام (ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را ۵۰ نفر و این شهر آشوب ۳۸ نفر ذکر کرده
 
اولین شهید، ابوالشعثا بود و ۸ تیر انداخت که ۵ نفر از دشمن را کشت. امام(ع) او را دعا کرد.
گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام (ع)حمله کنند زهیر و ۱۰ نفر به آنها حمله کردند.
حدود ۱۱
بعد از این جملات امام دستور تک تک به میدان رفتن را داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده اند. نگذارند کسی از بنی هاشم به میدان برود. انگار برای کشته شدن با هم مسابقه داشتند. بعضی «در مقابل نگاه امام (ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد. پیرمرد زاهد. بربربود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب  بر سر بالین او رفت و گفت کاش می توانستم وصیت های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین (ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است.» یک برا هفت نفر از اصحاب امام(ع) در محاصره واقع شدند. حضرت عباس (ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.
۱۲:۵۰ اذان ظهر

حبیب بن مظاهر وقت اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته اند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت بکی برود با عمرسعد مذاکره و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی شود.» حبیب به او گفت «ای حمار! فکر می کنی نماز شما قبول می شود و نماز پسر پیامبر (ص) قبول نمی شود؟» به جنگ او رفت اما دوستانش به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام (ع)  از شهادت حبیب متاثر شده و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می گذارم.»

حدود ۱۳

۳۰ نفر زا اصحاب امام (ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از آن ساعت شهید شدند؛ از جمله زهیر و حر.

بعد از کشته شدن اصحاب نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر. علی اکبر پسر امام حسین (ع) بود البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم. به طرز ناجوانمردانه ای شهید شد . شهادت او بر جوانان بنی هاشم خوانده است. ابن عبدالله بن مسلم. به طرز ناجونمردانه ای شهید شد. هاشم گران آمد . دسته جمعی سوار شدند وب ه دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد. فرمود: «ای پسر عموهای من بر مرگ صبر کنید به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»
حدود ۱۴
۲۸ نفر از مردان بنی هاشم کشته شدند: ۷ برادر امام حسین (ع)، ۳ پسر از امام حسن(ع) ۲ پسر امام حسین(ع)، ۲ نوه جعفر بن ابیطالب، ۹ نفر آل عقیل و بقیه از نوادگان باقی عموهای پیامبر. یکی از کشتگان نوه ابولهب بود.
عاقبت امام حسین (ع) و حضرت عباس تنها ماندند. عزم کردند تا دو نفری به قلب دشمن بزنند و آخرین سواری را با هم انجام بدهند. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس دلاور در محاصره کشته شد. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.»
حدود ۱۵
 امام (ع) به طرف خیمه ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعداً در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه اش نکنند. وقت وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره او (یعقوبی می گوید: در همان روز به دنیا آمده بود اما بقیه چنین نمی گویند) توسط تیر حرمله کشته شد. امام (ع)  رو به آسمان کرد و فرمود: «خدایا اگر نصرتت را از ما دریغ  کردی. این را در مقابل چیزی قرار بده که برای ما بهتر است»
امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می شد. بعضی تیر می انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام (ع) بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴ زخم شمشیر شمرده شد.
امام (ع)در آستانه مهاجرت بود اما کسی جرات نمی کرد به سمت ایشان برود. اهل حرم از صدای ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن(ع) دوید و به طرف مام آمد . او را در بغل عمویش کشتند. امام برای سومین بار ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی  زمین را از ایشان بگیر!»
۱۶:۰۶ اذان عصر
وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفته اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع نگار لشکر عمرسعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: «به خدا هرگز شکسته ای را ندیده بودم که فرزند و کسان و یارانش کشته شده باشند و چون او محکم و دل آرام باشد.... گوید در این حال بود که زینب (س) دختر فاطمه به طرف وی آمد. در حالی که می گفت: «کاش آسمان  به زمین می افتاد.» زینب (س) به عمر سعد خطاب کرد: «ای عمر! اباعبدالله را می کشند و تو نگاه  می کنی؟» گوید: اشک های عمر را می بینم که بر دو گونه و ریشش روان بود. و روی از زینب بگردانید. حمید بن مسلم گوید شنیدمش که می گفت «به خدا پس از من کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.» گوید: آن گاه شمر میان کسان بانک زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند. بکشیدش!» گوید در این حال سنان بین انس حمله برد و نیزه را فرو برد...»
حدود ۱۷ ؛ بعد از شهادت امام (ع)
بعد از شهادت امام (ع) عده ای لباس های آن حضرت را غارت می کنند. تمام این افراد بعداً به مرض های لاعلاج دچار شدند.
غارت عمومی اموال امام حسین (ع) و همراهانش آغاز می شود. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه ها گذاشت.
یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن مطاع بعد از شهادت امام به کربلا می رسد. برای دفاع از حرم امام می جنگد و کشته می شود.
ابتدا سر را به خولی می دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر  امام و یارانش اسب می دوانند تا استخوان هایشان هم خرد شود.
۱۸:۴۹ اذان مغرب
کشتگان لشگر کوفه را جمع می کنند. تعداد این افراد ۸۸ نفر است.
داستان این طور تمام می شود که در حالی که عمر سعد دستور جماعت نماز مغرب را می داده سنان بن انس بین مردم می تاخته و رجز می خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید ؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته ام!»
آنها چندنفر بودند؟
معروف است که در کربلا ۷۲ نفر شهید شده اند. این رقم معمولا وقت خواندن مقاتل با اعداد و اسامی موجود در متن جور درنمی آید؛ مثلا دیدیم که ۵۰ نفر در حمله اول شهید شده اند، ۲۸ نفر هم از بنی هاشم، به علاوه بریر و مسلم و حبیب و سعید و حر و زهیر. همین ها جمعش بیشتر از ۷۲ است. بعضی تواریخ قدیمی هم اعداد دیگری دارند. مثلا مسعودی تعداد شهدا را ۸۷ نفر میگوید (مروج الذهب)، یعقوبی ۱۰۵ نفر (تاریخ یعقوبی) و بلاذری ۱۰۰ مرد میگوید (مجمع الانساب). 
یک راه این است که بیاییم و تمام اسامی ذکر شده در منابع را کنار هم بگذاریم. نخستین بار این کار را کسی در قرن سوم انجام داد که در آن ۱۰۸ اسم فهرست شده. کسی به اسم فضیل بن زبیر، رساله ای نوشت با عنوان:«تسمیة من قُتِل مع الحسین بن علی(ع)» محققان جدید، این رقم را تا ۱۲۰ اسم رسانده اند. حالا برگردید به آن خبر کشته شدن حدود ۵۰ نفر از اصحاب در حمله اول. ۱۲۰ ، جمع همین عدد و ۷۲ است. پس ممکن است رقم ۷۲ ، شمار شهدایی باشد که بعد از حمله و تیرباران اول به شهادت رسیده اند و جنگشان به یادماندنی تر بوده. 
احتمال دیگر، توجه به این خبر است که عمر سعد وقتی در روز ۱۲ محرم لشگر خود و اسرا را از کربلا حرکت داد، دستور داد ۷۲ سر را به نیزه بکنند بیاورند. قاعدتا در اینجا هم کوفیان سرهای افراد معروف و مشهور را با خود آورده اند و سرهای افراد غیرمشهور برایشان ارزش نمایشی نداشته. 
احتمال سوم به خاصیت خود عدد ۷۲ برمی گردد. این عدد، از قدیم الایام نشانه کثرت بوده. حافظ می گوید: «جنگ ۷۲ ملت همه را عذر بنه». یا حدیثی متواتر هست كه پیامبر)ص( فرمود: « امتش ۷۲ فرقه می شوند که فقط یک فرقه از آنها ناجیه هستند. شاید یک دلیل تاکید بر عدد ۷۲ شهید هم همین باشد.




برچسب ها :


علی اکبر,شهادت علی اکبر,هشتم محرم

چون تحمل عطش خصوصاً برای کودکان دیگر امکان پذیر نبود، مردی از یاران امام حسین (علیه السلام) به نام یزید بن حصین همدانی که در زهد و عبادت معروف بود، به امام گفت: به من اجازه بده تا نزد عمر بن سعد رفته و با او در مورد آب مذاکره کنم شاید از این تصمیم برگردد.

ملاقات یزید بن حصین همدانى و عمر بن سعد
چون تحمل عطش خصوصاً برای کودکان دیگر امکان پذیر نبود، مردی از یاران امام حسین (علیه السلام) به نام یزید بن حصین همدانی که در زهد و عبادت معروف بود، به امام گفت: به من اجازه بده تا نزد عمر بن سعد رفته و با او در مورد آب مذاکره کنم شاید از این تصمیم برگردد.
امام (علیه السلام) فرمود: اختیار با توست.
او به خیمه عمر بن سعد وارد شد، بدون آنکه سلام کند.
عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی چه عاملی تو را از سلام کردن به من بازداشت؟ مگر من مسلمان نیستم و خدا و رسول او را نمی شناسم؟
آن مرد همدانی گفت: اگر خود را مسلمان می پنداری، پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به کشتن آنها گرفته ای و آب فرات را که حتی حیوانات این وادی از آن می نوشند، از آن مضایقه می کنی و اجازه نمی دهی تا آنان نیز از این آب بنوشند، حتی اگر جان بر سر عطش بگذارند؟ و گمان می کنی که خدا و رسول او را می شناسی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی من می‌دانم که آزار کردن این خاندان حرام است اما عبیدالله مرا به این کار واداشته است و من در لحظات حساس قرار گرفته ام و نمی دانم باید چه کنم؟ آیا حکومت ری را رها کنم، حکومتی که در اشتیاق آن می سوزم؟ و یا اینکه دستانم به خون حسین آلوده گردد در حالی که می دانم کیفر این کار آتش است، ولی حکومت ری به منزله نور چشم من است. ای مرد همدانی در خودم این گذشت و فداکاری را که بتوانم از حکومت ری چشم بپوشم نمی بینم.
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام رسانید و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است که شما را برای رسیدن به حکومت ری به قتل رساند.
ملاقات امام حسین (علیه السلام) و عمر بن سعد
امام حسین (علیه السلام) مردی از یاران خود به نام عمرو بن قرظه انصاری را نزد عمر بن سعد فرستاد و از او خواست که شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند، عمر سعد نیز پذیرفت. شب هنگام امام حسین (علیه السلام) با 20 نفر از یارانش و عمر بن سعد با 20 نفر از سپاهیانش در محل موعود حضور یافتند.
امام حسین (علیه السلام) به همراهان خود دستورداد تا برگردند و فقط برادر خود حضرت عباس بن علی (علیه السلام) و فرزندش حضرت علی اکبر (علیه السلام) را در نزد خود نگاه داشت و همین طور عمر بن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش به بقیه همراهان دستور بازگشت داد.
ابتدا امام حسین (علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود:
ای پسر سعد آیا با من مقاتله می کنی و از خدایی که بازگشت تو بسوی اوست، هراسی نداری؟ من فرزند کسی هستم که تو بهتر می دانی. آیا تو این گروه را رها نمی کنی تا با ما باشی؟ و این موجب نزدیکی توبه خداست.
عمر بن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم، می ترسم که خانه ام را خراب کنند.
امام حسین (علیه السلام) فرمود: من برای تو خانه ات را می سازم.
عمر بن سعد گفت: من بیمناکم که املاکم را از من بگیرند.
امام فرمود: من بهتر از آن به تو خواهم داد، از اموالی که در حجاز دارم.
عمر بن سعد گفت: من در کوفه بر جان خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم و می ترسم که آنها را از دم شمشیر گذراند.
امام حسین (علیه السلام) هنگامی که مشاهده کرد عمر بن سعد از تصمیم خود بازنمی گردد، از جای برخاست در حالی که می فرمود: تو را چه می شود؟ خداوند جان تو را به‌زودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد، به خدا سوگند من می دانم از گندم عراق جز به مقداری اندک نخوری.
عمر بن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است!




برچسب ها :

با آب طلا نام حسین قاب کنید  ** با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید ** تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید


 
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)





برچسب ها :

در آیین تشییع پیکر این حاجیان، امام جمعه ، فرماندار،
جمعی از مسئولان و مردم  اهالی روستای خطیرکلا و
روستاهای همجوار و  شهرستانها حضور داشتند.
تشییع پیکر این  جان باخته منا از مقابل حسینیه
عاشقان ثارالله قائمشهر بر دستان مردم و
 خانواده های آنان آغاز و سپس به زادگاهشان منتقل شد.



کوچه ها را بسته بودند به راه حاجیان        عیدقربان و منا و قتلگاه حاجیان
  گذشته کوچه بستن، قصه دیرینه بود       راستی اصلا چه بود آنجا گناه حاجیان
 پرده کعبه رخ شیطان را پوشیده است      حق که پیدا هست در بین نگاه حاجیان
 در حریم امن ناامنی ؟ سوالی مبهم است    مرگ ناامنی چرا شد جان پناه حاجیان
 عاقبت دامانتان را آهشان خواهد گرفت      مثل آتش کاری و گیراست آه حاجیان....






جناب آقای علی رجبی :
(دوست عزیز) مارا در غم بی پدر شریک بدان.






برچسب ها : جزییات مراسم تشیع پیکر حاج حجت الله رجبی شهید کشته شده در منا،











برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب بروید :


ادامه مطلب

برچسب ها : مراسم تشییع پیکر مطهر مهاجر الی ... در منا: حاج حجت الله رجبی،



( کل صفحات : 28 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
مدیر سایت



آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظر سنجی سایت

نویسندگان
پیوند های سایت
اوقات شرعی

العربی English l French l

امروز :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت










تبلیغات در سایت ما

Up Page
ابزار و قالب وبلاگکد پرش به بالای صفحه وب
.....